السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

284

تفسير الميزان ( فارسي )

عبارت از آمدن برادران يوسف نزد وى ، در خلال چند سال قحطى است تا از او جهت خاندان يعقوب طعام بخرند ، و اين پيشامد - مقدمه اى شد كه يوسف بتواند برادر مادرى « 1 » خود را از كنعان به مصر نزد خود بياورد ، و اين برادر ، همان است كه با يوسف مورد حسادت برادران واقع شد و برادران در آغاز داستان گفتند : « لَيُوسُفُ وَأَخُوه أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ » « 2 » و بعد از آوردن او ، خود را به سايرين نيز معرفى نموده ، سرانجام يعقوب را هم از باديه كنعان به مصر منتقل ساخت . و اگر در ابتداى امر ، خود را معرفى نكرد براى اين بود كه مىخواست اول برادر مادريش را احضار نمايد تا در موقعى كه خود را به برادران پدريش معرفى مىكند او نيز حاضر باشد و در نتيجه صنع خداى را نسبت به آن دو و پاداشى را كه خداوند به آن دو در اثر صبر و تقواشان ارزانى داشت مشاهده كنند و بعلاوه وسيله اى براى احضار همه آنان باشد . و اين پنج آيه متضمن آمدن فرزندان يعقوب به مصر و نقشه اى است كه يوسف براى احضار برادر مادرى خود كشيد ، كه اگر بار ديگر محتاج به طعام شدند تا او را نياورند طعام نخواهند گرفت ، ايشان نيز پذيرفتند . * ( « وَجاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَيْه فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَه مُنْكِرُونَ » ) * . در اين جمله مطالب زيادى حذف شده ، و اگر متعرض آن نگشته براى اين بوده كه غرض مهمى بدان متعلق نمىشده ، غرض تنها بيان چگونگى پيوستن برادر مادرى يوسف به وى و شركتش در نعمتها و منتهاى الهى او و سپس شناختن برادران و پيوستن خاندان يعقوب به او بوده و اين قسمتها كه مورد غرض بوده منتخبى است از داستان يوسف و وقايعى كه بعد از رسيدن به عزت مصر رخ داده است . برادرانى كه براى خريدن طعام به مصر آمدند همان برادران عصبه و قوى بودند ( كه او را به چاه انداختند ) و برادر مادرى همراهشان نبود زيرا يعقوب بعد از واقعه يوسف با او انس مىگرفت ، و هرگز او را از خود جدا نمىكرد و اين معانى از آيات زير به خوبى استفاده مىشود . و بين وارد شدن ايشان به مصر و بيرون آمدن يوسف از زندان و منصوب شدنش به وزارت ماليه و خزانه دارى كل ، و رسيدنش به مقام عزيزى مصر بيشتر از هفت سال فاصله بوده ، زيرا برادران بطور مسلم در بعضى از سالهاى قحطى به مصر آمدند تا طعامى خريدارى كنند ، و اين سالها بعد از هفت سال فراوانى اتفاق افتاده ، و ايشان از آن روزى كه يوسف را بعد از بيرون شدن از

--> ( 1 ) منظور برادر پدر و مادرى است . ( 2 ) سوره يوسف ، آيه 8 .